تبليغاتX
خاطرات سفر به خانه دوست - یادداشتهای سفر حج عمره (78)
یادداشتهای سفر حج عمره

 پدر خدا بيامرز من كه هم اهل علم بود و هم اهل عمل هميشه به من مي گفت: پسرم هميشه آماده امتحان الهي باش و سعي كن در اين امتحان الهي موفق شوي امتحان بشري سهل است و آسان ، موفق هم نشدي باكي نيست عرض كردم حاجي آقا : طوري عمل نكنيد كه در اين لحظات معنوي و آسماني كه به دعوت حضرت دوست در خانه دوست هستيم و يكي دو روز بعد از تمام دنيا دست مي شوئيم و به ميقات مي رويم احساس كنيم بندگان الهي با پلي كپي و برگ امتحان به سراغمان آمده اند و اينجا هم حاجب و پرده دار هست گريه امانم نداد و با آن حال منقلب از او خواستم مرا به حال خودم بگذارد و نام مرا در ليست تجديدي ها و يا مردودي هايش ثبت كند.

هم روحاني گروه و هم فرهنگي همراهم براستي متغير شدند و متغير شديم و بعد روحاني كاروان بزرگواري كرد و از من اگر هم سوء تفاهمي شده بود عذرخواهي كرد و من چون با خدايم پيمان بسته بودم كه اين مسئله را نيز به هنگام نوشتن خاطرات سفر حج از قلم نياندازم به آن اشارتي كردم تا روحانيون محترم كاروان ها به نحوه برخوردهايشان توجه كافي داشته باشند چرا كه پير كاروانند و هادي قوم و لاجرم زير ذره بين . من اميد آن دارم روحاني ، مدير ، معاون ، مداح و تمام خدمه كاروانهاي زيارتي از شخصيت هاي پرباري انتخاب شوند و حتماً و حتماً كلاسهاي آموزشي مكرر در مكرري را داشته باشند و هر روز بيشتر از روز قبل خودشان را از هر نظر بالا و بالاتر بكشند كه اين امر از ضروريات بوده و منجر به ارتقاء فرهنگ اسلامي و انساني كاروانيان مي گردد. خوشبختانه امسال ، هم مدير كاروان ، هم روحاني كاروان و هم معاون و مداح هر سه از انسانهاي فرهيخته فهيمي بودند و لكن اگر اشكالاتي بوده و ما بدان اشاره مي كنيم به مفهوم زير سوال بردن شخصيت وجودي اين عزيزان عاشق و تلاشهاي مستمر آنها نيست بلكه صرفاً به علت همياري و همراهي جهت هر چه كامل تر شدن و پربارتر شدن كاروانهاست كه كاروان سالاران نه تنها در زمان حال بلكه از گذشته هاي خيلي خيلي دور نيز كه نه ماشيني بود و نه ماشينيسمي ، خط دهنده و راه برنده كاروان و كاروانيان بوده اند و شايسته تشكر و قدرداني ، انسانهاي كاري  هميشه زير ذره بين هستند و اشتباه در انجام امور امري محتمل و به تبع آن هميشه نيازمند پي بردن به اشتباهات و رفع نقص ، همه ما بايد انتقادپذير باشيم تا بتوانيم پيشرفت كنيم .

صداي اذان اول مغرب ( اذان هشدار دهنده ) به گوش مي رسد جنب و جوش عجيبي در حرم حاكم است و سفره هاي يكبار مصرف افطار سريعاً باز مي شود تا به خود بيائيم صداي اذان مغرب هم طنين انداز مي شود همه پاي سفره ها مي نشينند و ما هم همينطور روبرو با ساير برادران ديني و لكن مسئله عدم امكان افطار ما به خاطر وقت شرعي كه تذكر داده اند به قوت خود باقي است به هر صورت چاره اي نمي بينيم و افطار نمي كنيم و من به همراه يك ايراني ديگر كه همراه هم هستيم با چهار پنج دقيقه صحبت در كنار هم و با هم وقت را تلف مي كنيم تا نماز شروع مي شود بعد از نماز به هتل برمي گرديم افطار مي كنيم و بعد تا ساعت 10 شب مشغول استراحت هستم و سير و صفائي نيز با حافظ اين يار هميشه همدم عاشقان دارم.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 10:2  توسط منوچهر انتظار  |